به سایت ما خوش آمدید . امیدوارم لحظات خوشی را درسایت ما سپری نمایید .

خوش آمدید

این توضیحات و عنوان از ویرایش قالب ، قابل تغییر است.

مکان تبلیغات شما

امکانات وب

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :

پارت 27 عشق.خون.مرگ 
به سمت راست تخت میرود دستش در زیر تخت میبرد و سینی فلزی را در میان نور قرمز اتاق سرخ به نظر میرسد بیرون میکشد

به میز نگاه میکنم و پس از ان به زن
+چرا میخوایین منو بکشین

جوابی نمیدهد

فقط سینی را بر انداز میکند
دوباره میپرسم: چرا میخوایین منو بکشین

با چشمان مشکی اش به من نگاه میکند
#.خودت چی فکر میکنی

عرق سرد بر پشتم میشیند

دست و پایم شروع به لرزش میکند
انگار کودک نیز فهمیده است نمیدانم چه قدر گذشته است یک هفته  یا دو فته اما من در ماه اخر بارداریم هستم هر ان ممکن است درد زایمان اغاز شود تا حالا که چیزی حس نکرده بودم

اما اینک درد در وجودم میپیچد
این صدا را هیچ وقت فراموش نمیکنم
اشک چشمانم را فرا میگیرد
لبانم میلرزد
بدنم سرد شده است
اخرین غم دنیا در دلم مینشیند
تمام غم در صدایم جمع میشود و میگویم : ز..هره

جواد
شنبه 23 شهريور 1398 - 17:07
بازدید : 146
برچسب‌ها : رمان ترسناک,

آمار سایت

آنلاین :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید هفته گذشته :
بازدید ماه گذشته :
بازدید سال گذشته :
کل بازدید :
تعداد کل مطالب : 29
تعداد کل نظرات : 0

خبرنامه